جمال الدين محمد الخوانساري

70

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وخواننده ايشان بيرون رونده است يعنى از دين يا از خير وخوبى ، تعظيم نمىكند كوچك ايشان بزرگ ايشان را ، وعيال خود نمىگرداند توانگر ايشان درويش ايشان را ، « محبوس‌اند بر نافرمانى » يعنى مدار ايشان بر آن است واز آن تجاوز نكنند ، و « مداهنه » بمعنى غشّ ونفاق است واين كه ظاهر كسى بر خلاف باطن أو باشد . 3858 إنّكم ستعرضون على سبّى والبراءة منّى فسبوني وايّاكم والبراءة منّى . بدرستى كه شما بزودى عرض كرده مىشويد بر دشنام دادن من وبيزارى جستن از من ، پس دشنام دهيد مرا وبپرهيزيد از بيزارى جستن از من . مراد اين است كه عرض كرده خواهد شد بر شما يعنى تكليف خواهند كرد شما را باين كه دشنام دهيد مرا يعنى ناسزا بگوئيد نسبت بمن وبيزارى جوئيد از من چنانكه خلفاى بنى أمية لعنهم اللّه تعالى كردند پس ناسزا بگوئيد مرا اما بيزارى مجوئيد از من وآن باعتبار اين است كه ناسزا گفتن باعتبار تقيه جايز مىشود وبيزارى جستن امرى است قلبي وتقيه در آن نمىرود پس بهيچ وجه جايز نمىشود زيرا كه بيزارى جستن از كسى بمعنى اين است كه در دل دوستى أو با أو نداشته باشد بلكه بغض ودشمنى أو را داشته باشد اما اگر تكليف كنند باظهار بيزارى جستن از أو پس آن نيز حكم ناسزا گفتن دارد وبا وجود تقيه جايز است هرگاه قلبي نباشد ومجرّد اظهار بزبان باشد ودر كتاب مستطاب نهج البلاغة اين مضمون بعبارت ديگر واقع شده وابن أبي الحديد كه از أكابر علماى معتبر أهل سنت است در شرح آن اشكال كرده در فرق ميانه « سبّ » و « برائت » وتجويز أول ومنع از دوم با اين كه « سبّ » أفحش از تبرّى مىنمايد وجواب گفته كه : آنچه أصحاب ما يعنى معتزله مىگويند در اين باب اين است كه فرقى نيست ميانه « سبّ » و « تبرّى » از آن حضرت در اين كه هر دو حرامند وفسقند وكبيره‌اند ودر اين كه اگر اكراه شود بر آنها بر وجهي كه خوف بر نفس باشد